چطور فردی جذاب و دوست داشتنی باشیم؟

چطور فردی جذاب و دوست داشتنی باشیم؟

چطور فردی جذاب و دوست داشتنی باشیم؟

دوستان عزیز سلام در این مقاله قصد داریم در مورد موضوعی صحبت کنیم که برای خیلی از افراد مهم است و بسیاری از افراد به دنبال این موضوع هستند که چطور می توانند فردی جذاب و دوست داشتنی باشند.

در ابتدا باید بگویم این سوال که چطور فردی جذاب و دوست داشتنی باشیم یک سوالی کلی است و شامل خیلی از موارد مانند ارتباط موثر، هوش کلامی، قضاوت نکردن، کاریزما، حسن جویی و… می شود، و خب این سوالی است که تیتر خیلی از مجلات زرد است!

در این مقاله ما به چند تکنیک بسیار کاربردی برای داشتن یک ارتباط خوب اشاره می کنیم که می توانیم با رعایت آن ها ارتباطات بسیار خوبی را برقرار کنیم و اصلا هدف ما بیان یک سری تکنیک های مقطعی و کوتاه مدت نیست که تیتر بیشتر مجلات زرد می باشد.

همانطور که گفتم این سوال که چطور یک فرد جذاب و دوست داشتنی باشیم یک سوال کلی است و به موارد مختلفی بستگی دارد، اما یک سری موارد هست که می تواند به ما در برقراری یک ارتباط خوب با افراد بسیار کمک کند.

چطور فردی جذاب و دوست داشتنی باشیم؟

لبخند بزنید

ساده ترین راه برقراری ارتباط لبخند زدن است، این کار باعث می شود که مخاطبین ما احساس بهتری داشته باشند و حس خوبی به آن ها انتقال پیدا کند، هر زمانی که در ارتباط برقرار کردن با کسی لبخند بزنید آن فرد در هنگام صحبت کردن با شما احساس بسیار بهتری دارد نسبت به زمانی که کاملا خشک و جدی بایک فردی صحبت کنید.

البته دقت کنید که لبخند زدن در فرهنگ ما کمی متفاوت است و باید دقت کنیم که با لبخند زدن برداشت بدی رخ ندهد، تصور کنید مردی به هر خانمی لبخند بزند خب اتفاق جالبی نیست یا خانمی به هر مردی که می بیند لبخند بزند، امکان دارد که بعضی از افراد در چنین شرایطی احساس خوبی نداشته باشند، پس بسته به نوع فرهنگ ما باید در این مورد دقت داشته باشیم.

لبخند

  1. ارتباط چشمی

داشتن ارتباط چشمی صحیح با مخاطبین بسیار مهم است، تصور کنید با فردی در حال صحبت هستید و آن فرد درحال کارکردن با گوشی خودش است، چه حسی به شما دست می دهد؟ قطعا حس خوبی نیست و این احساس به افراد دست می دهد که مخاطب برای صحبت های آن ها اهمیت قائل نیست .

  1. قضاوت ممنوع

یکی از مواردی که می تواند به ارتباط ما آسیب بسیار زیادی بزند قضاوت کردن است، جالب است که بدانید همه ما در طول روز در حال قضاوت کردن های متعدد در مورد موضوعاتی مختلف هستیم، تصور کنید که دوستی قرار بوده برای شما کاری را در یک زمان مشخص انجام دهد و اکنون زمان آن رسیده و دوست شما نه تنها کار را انجام نداده است بلکه گوشی همراه او هم خاموش است.

خب در چنین شرایط چه تصوری می کنیم؟ احتمالا امکان دارد انواعی از قضاوت ها برای ما پیش بیاید و باخودمان بگوییم عجب آدم فلان شده ای هست یا … و بعد از این قضاوت چه حسی به ما دست می دهد؟

قطعا احساس خوبی نیست چون ما تصور می کنیم که آن فرد اصلا برای کار ما ارزش قائل نبوده.

مهم ترین نکته در مورد قضاوت کردن این است که در گام اول باعث میشود تا حال خود ما بد شود، یعنی اگر شما یک موضوع را بد قضاوت کنید در اولین قدم احساس شما نسبت به آن فرد یا آن موضوع بد می شود و همین عامل خود باعث یک واکنش نادرست می شود.

قضاوت کردن

برای مثال فرض کنید که با دوستتان در ساعت ۴ قرار دارید و این دوست شما دیر می آید بار اول به او چه چیزی می گویید؟ معمولا افراد می گویند که عیبی ندارد شاید کاری داشته و …

اما بار دوم اگر هم این فرد دیر بیاید چی؟ اگر بار سوم بیاید چی؟ اینجاست که اکثر افراد شروع می کنند به قضاوت کردن و بر طبق همان قضاوت خودشان واکنشی نشان می دهند.

روزی با بردار کوچکتر خودم در مترو بودیم، برادر کوچک تر من بروی صندلی نشسته بود و من ایستاده بودم، در یکی از ایستگاه ها یک فرد مسنی وارد مترو شد و در کنار من ایستاد، کمی که گذشت دید برادر من هیچ توجهی به این موضوع ندارد که او با سن بالای خودش ایستاده و برادر من نشسته، خب اتفاق جالب این بود که این فرد نمی دانست آن جوانی که روبروی او نشسته برادر کوچک تر من است و به من گفت جوانای امروزی اصلا احترام سرشون نمیشه گفتم چطور؟

گفت این پسره رو ببین روبروی ما نشسته انگار که نه انگار یک فرد مسن وایستاده، شاید شما هم بگویید خب راست می گوید برادر من جای خود را اگر به پیرمرد می داد خیلی بهتر بود، اما نکته اینجاست که برادر من مشکل معده داشت به صورتی که اصلا نمی توانست برای مدت طولانی بایستد و از شدت در مجبور بود بنشیند.

یک مثال ساده از قضاوت کردن همین داستان بالا بود که نشان می دهد اکثر افراد در شرایط مختلف قضاوت های مختلفی را انجام می دهند.

قضاوت کردن در افراد دلایل مختلفی دارد یکی از این دلایل می تواند پایین بودن اعتماد به نفس آن فرد باشد،

اعتماد به نفس چیست؟ و راهکارهای افزایش آن

اما یکی از دلایل اصلی آن می تواند این موضوع باشد که ما به اینکار عادت کرده ایم و اکثر افراد خیلی راحت اینکار را انجام می دهند.

راهکار قضاوت نکردن

۱٫سوالی مهم

یکی از مهم ترین نکته ها در مورد قضاوت کردن این است که آیا قضاوت کردن در این مورد اصلا به ما کمکی می کند یا خیر؟

شاید بهتر باشد هر زمانی که متوجه می شویم در حال قضاوت کردن هستیم این سوال را از خودمان بپرسیم.

مثلا فرض کنید فردی در مترو در حال صحبت کردن با تلفن باشد، ذهن ما به دلیل گفتگو علاقه دارد که صحبت های آن فرد را تکمیل کند، حتی برای خودش پیش زمینه سازی هایی رو هم انجام می دهد، اتفاقی که در ترم یک دانشگاه برای من افتاد شاید بهتر این موضوع را توضیح بدهد یک روز که به سمت دانشگاه می رفتم وقتی سوار تاکسی شدم همراه من خانمی سوار تاکسی شد که از ابتدای مسیر تا انتهای مسیر در حال صحبت با تلفن بود، هر باری که راجع به یک موضوعی صحبت  می کرد ذهن من درحال تکمیل صحبت های او بود و برای خود داستان سازی هایی رو انجام داده بودم.

خب آن زمان من این موضوع را نمی دانستم که قضاوت کردن در مورد این خانم چه کمکی به من می کنه؟ و با این موضوع آشنایی نداشتم.

پس اولین گام پرسیدن این سوال است که آیا قضاوت در مورد این موضوع کمکی به ما می کند یا خیر؟

۲٫تکمیل کردن اطلاعات

گام دوم تکمیل کردن اطلاعات است، یعنی راجع به آن اتفاق یا موضوع اطلاعات خودمان را تکمیل می کنیم.

مثلا فرض کنید که کارمند شما در وقت زیادی را در حال کار با گوشی همراه خود هست، خب این موضوع قطعا مهم است و باید راجع به آن بدانیم. نکته مهم اینجاست که در چنین شرایطی ذهن قضاوت گر ما شروع می کند به بدترین قضاوت ها در مورد آن کارمند که احتمال دارد اصلا درست نباشد.

پس در این گام به جای قضاوت کردن خود مثلا بگوییم عجب کارمند بی مسئولیتی است و باید با او برخورد کنم، بهتر است به دنبال تکمیل اطلاعات باشیم.

۳٫تفاوت بین واقعیت و احساس

 

نکته سوم تفاوت قائل شدن بین واقعیت و احساس ما است، همان مثال اول که در مورد دوستی که سه بار دیر آمده است را در نظر بگیرید.

خب معمولا زمانی که دوست ما سه بار دیر می آید چه اتفاقی می افتد؟ باید بگویم در چنین شرایطی افراد فرق بین واقعیت و احساس قائل نمی شوند و این امر باعث می شود که خیلی راحت بگوییم آن فرد برای من ارزشی قائل نیست یا به من بی توجه است و در پی این قضاوت احساس بدی به ما دست می دهد.

اما در صورتی که بین واقعیت و احساس تفاوتی قائل می شدیم احساس بهتری داشتیم و داستان به این صورت بود واقعیت این است که دوست من سه بار دیر آمده و احساس من این است که او به من بی توجه است، خب همین جمله خود می تواند به ما کمک کند که احساس خیلی بهتری داشته باشیم.

۴٫پرسیدن سوال

خب گام آخر برای جلوگیری از قضاوت کردن پرسیدن سوال است.

تا اینجا ما بین واقعیت و احساس تفاوت قائل شدیم و همین عامل باعث می شود که ما احساس بهتری داشته باشیم و به واسطه احساس بهتر واکنش و عملکرد بهتری هم خواهیم داشت.

به عنوان گام آخر از مخاطب خودمان سوال می پرسیم تا دلیل دیر کردن او را بدانیم،

مثلا به جای اینکه بگوییم تو به من بی توجهی هستی، به دوستمان می گوییم که دوست عزیز الان سه بار است که حدود نیم ساعت منتظر شما مانده ام، دلیل خاصی برای این اتفاق وجود دارد؟

قطعا تا الان به این موضوع پی برده اید که این نوع سوال چه کمکی بزرگی به ما می کند برای اینکه بتوانیم ارتباط خیلی بهتری با دوستانمان داشته باشیم، خیلی مواقع روابط ما به دلیل قضاوت های زودهنگام تحت تاثیر قرار می گیرد و با همین تکنیک ساده می توانیم ارتباطات بسیار خوبی داشته باشیم و یک فرد جذاب و دوست داشتنی باشیم.

امیدوارم این مقاله برای شما عزیزان مفید بوده باشه.

با تشکر

دوستدارتان تیم ارتباطات نوین

 

مدرس و مربی مهارت های فن بیان و سخنوری

مجموعه ارتباطات نوین
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.